ارميتاارميتا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

ارميتا فرشته کوچولوی آسمونی

حیوون خونگی

1398/2/24 0:05
نویسنده : مامان نوشی
661 بازدید
اشتراک گذاری
ربات نی نی وبلاگ :
پیش نمایش مطلب شما :

عشق مامان سلام
امروز میخوام ماجرای حیوون خونگیت رو برات تعریف کنم.
چند وقتی بود که میگفتی برات یه همستر بگیریم و منم هر چی میگفتم نه گوش به حرفم نمیدادی ، خلاصه با بابا کلی تحقیق کردین که همستر خوبه و منم گفتم ایرادی نداره ولی اگه بگیرین و بیاد وسایل یا سیم ها رو جوید کسی حق اعتراض نداره. تا اینو گفتم هم شما و هم بابا منصرف شدین و هر کسی از ترس وسایلش به این نتیجه رسید که همستر حیوون خوبی نیست.
ولی همچنان دلت یه حیوون خانگی میخواست و اخرش بابا یه پیشنهاد داد و اونم کرم ابریشم بود
برات کرم ابریشم سفارش دادم و خریدم اولش فقط برگ میریختی و دست بهشون نمیزدی ، بابا هم مثل خودت بود و مجبور شدم باز خودم دست بکار بشم و خیلی عادی دونه دونه کرم ها رو با دست گرفتم و کنار گذاشتم تا برگهای قدیمی رو جمع کنم و البته اینم اینجا اعتراف کنم که خودم هم خیلی اینکار برام سخت بود ولی چون میخواستم ترست بریزه مجبور شدم منم به ترسم غلبه کنم و صد البته که حسابی نتیجه گرفتم چون بابا هم تو رودربایستی مجبور شد کرمها رو با دست بگیره و شما هم وقتی اینو دیدی شجاع شدی شروع کردی ناز کردن کرم ها خیلی با مزه بود که هر وقت حوصله ات سر میرفت میرفتی کرمها رو ناز کنی و اونا هم انگار ماساژشون میدادی چون تکون نمیخوردنخیلی با نمک بود .
خلاصه اینم شد حیوونای خونگی شما. فعلا کرمها دارن برگ میخورن و پوست میندازن، شما هم منتظری تا ببینی کی پیله میبنده.
خلاصه حسابی باهاشون خوشی
مهربونم دوستت دارم
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)