اردیبهشت ۹۵
جوجه لجبازم سلام دختركم تازگي خيلي لجباز و يكدنده شدي و حرف حرف خودته و خلاصه كار به اونجا رسيد كه صندلي فكر رو راه انداختيم و هر اشتباهي كنى سه دقيقه بايد روى صندلى بشيني و به كار بدت فكر كني و البته بگم كه عين سه دقيقه رو يا گريه ميكنى يا نق ميزنى و اينجورى سه دقيقه ديگه جريمه ميشي و خلاصه بساطي داريم . همچنان وسواسي هستى و اين وسواس به اونجا رسيد كه تو مهد سر كلاس سفال و رنگ انگشتي نرفتى و خلاصه كلى باهات حرف زدم و تشويقت كردم كه برى سر كلاسات و بهت گفتم كثيف شدن دست ها و لباست اصلا مهم نيست چون همكي شسته ميشه و خلاصه با تشويقا و جايزه هاى روزانه اين مشكل رو حل كرديم.يه همكلاسي هم داشتى به اسم آدرين كه از مهدتون رفت ولي همچنان به عن...





