هفته سى و هشتم
عسلكم سلاممممممممم چطورى مامان جون؟ همه چى خوبه؟ عزيزم توى اين هفته يه روز رفتيم خونه خاله خاطره ، خاله آذين هم بود، خيلى خوش گذشت در ضمن خاله خاطره بهم گفت تا جايى كه ميتونم تاريخ سزارين رو عقب بندازم كه هم شما حسابى جون بگيرى و هم اينكه احتمال زردى بياد پايين تر. ديگه اينكه يه روز هم براى خاله فرناز كيك خريديم و تولد گرفتيم البته فقط من و شما و بابايى بوديم و كلى هم عكس گرفتيم . مامان بزرگت (مامان بابایی) هم برات دو تا ژاكت خيلى خوشگل بافته. خبر ديگه و مهمترين خبر اينكه رفتيم دكتر برا چكاپ، دكتر گفت ديگه به آخر خط رسيديم و برام تاريخ زايمان مشخص كرد، بهم گفت بين 23 تا 25 بهمن يه روز رو انتخاب كنم منم گفتم 25...


