هفته سى و نهم و پايان سفر نه ماهه
آرميتاى عزيزم ديگه روز شمارمون شروع شده و چيزى به لحظه ديدار و پايان سفر دو نفرمون نمونده ، البته پايان سفر دو نفره و شروع سفر سه نفره. عزيزكم اين هفته آخر خيلى بهم سخت گذشت آخه شبا اصلا نميتونم بخوابم ، سوزش معده ام خيلى زياده ولى اصلا مهم نيست اينم ميگذره. توى اين هفته كاراى عقب مونده ام رو تموم كردم و چند وعده غذا آ ماده كردم و تو فريزر گذاشتم، يه روز رفتم پيش خاله شهره و يه كمى موهام رو مرتب كردم و ابروهام رو تميز كردم ، یه روز هم خاله سحر اومد پیشم و موهامو رنگ کرد. يه روز هم رفتم بيمه و معرفينامه بيمارستان رو برا روز زايمان گرفتم، يه روز هم رفتم سر كار و كاراى اين ماه شرکت رو هم جمع ك...



